داستان سکسی

  1. ADMIN

    داستان سکسی - داستان سکس

    دختر خالم راز بزرگی لای پاهاش داشت شیمیل ارباب و برده دختر خاله سلام اسم من فرشاد امروز میخام یکی از خاطرات ۱۸ سالگیم یعنی ۲ سال پیش که دردناک ترین و در هین حال لذت بخش ترین خاطرم بود رو بهتون بگم شخصیت های اصلی داستان:👇 نازینا👄(شخصیت اصلی⭐️) فرشاد👤(خودم) سپیده👩🏼(مادر نازینا و خاله من)...
پیام های خصوصی
راهنما کاربران
    بالا