داستان سکسی حال دادن مامانم به کون من

بازگشت به صفحه قبلی

ADMIN

صاحب تاپیک
مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
کاربر برتر طلایی
عضویت
20/9/20
ارسال ها
73
امتیاز واکنش
28
امتیاز
18
با سلام خدمت همه دوستان من میخام جریان لو رفتن صیغه مامان و بعد هم جنده شدن و کونی شدن خودمو براتون تعریف کنم . اسم من نیما و اسم مامانم شهین هست ُ ما اهل قم بودیم ُ من بابامو خیلی یادم نیست چون وقتی بچه بودم بابام یه مریضی روانی میگیره که میبرنش و تو تیمارستان اخرش خودکشی میکنه و مادرم توسن ۲۲ سالگی بیوه میشه و از اون به بعد ازدواج نمیکنه ُ من از مامانم شنیده بودم که بابا بزرگم خیلی بهش فشار اورده که ازدواج کنه چون هنوز جوونه و غیره ولی مامانم دوست نداشته و وقتی بابا بزرگم زیاد اصرار میکنه و میگه که ما ابرو داریم و یه زن بیوه تنها روی خوشی نداره و مردم حرف درمیارن مامانم شاکی میشه که اگر زیاد اصرار کنید من از اینجا میرم و برا خودم خونه میگیرم که آخرشم همین شد .مامانم خونه ای که از بابام برامون ارث رسیده بود رو فروخت و من و مامانم اومدیم تهران ُ خاله من هم تهران زندگی میکنن ُالان دیگه من ۶ سالم بود مامانم ۲۵ سال به کمک خالم و شوهر خالم با پول از فروش خونه داشتیم یه واحد اپارتمان اجاره کردیم و با باقیش یه مغاره اجاره کردیم و مامانم آرایشگاه زد. خلاصه داستان ما هم از همین جا شروع میشه...



مامانم از صبح که مغازه میرفت شب ساعت ۸ شب میامد و خسته و کوفته بود من بعد مدرسه خونه تنها بودم ُ ما تویه آپارتمان ۶ واحده زندگی میکردیم که ما و ساحب خونه تو یه طبقه بودیم و بالا سرم پشت بوم یعنی ما طبقه اخر بودیم .آقا مرتضی ساحب خونمون آدم های مهربونی به نظر میرسید که بعد ها فهمیدم چرا خلاصه من شد ۹سالم آقا مرتضی با من خیلی مهربون بود همیشه برام ساندویج میخرید منو سوار موتورش میکرد میگردوند ُ یه روز یادمه منو با موتور بورده بود بیرون منو جلوش سوار کرد وقتی راه افتادیم منو خیلی میکشید سمت خودش و رونهامو میمالید منم اعتراضی نکردم چون خیلی مهربون بود رفتیم و طبق همیشه برام یه چیزی خرید و سوار موتور میرفتیم خونه که یه جا کنار خیابون ماسه و شن ریخته بودن ما هم خوردیم زمین خوشبختانه سرعت کم بود و چیزیمون نشد کمی پوست دستام رفته بود همین .مرتضی منو برد خونمون و دستامو تمیز کرد و گفت لباسمو در بیارم تا همه جامو ببینه که زخمی اگر بود بشوره و تمیز کنه من گفتم نیست و با اسرار منو لخت کرد و شروع کرد همه جامو دست مالی کردن که دیدم شلوارش بدجور باد کرده بهش کفتم که خودت بیشتر داغون شدی ببین اون جات چه بادی کرده .کمی خندید و گفت این چیزی نیست زود خوب میشه من بچه بودم سفید و کمی تپل . ازش پرسیدم درد نداری گفت نه میخای دست بزنی گفتم دردت نیاد بازم خندید و گفت نه شایدم خوب بشه با دستات منم گفتم باشه. تا درستم رو بهش زدم تکون خورد گفتم دردت اومد گفت نه داره خوب میشه بعد خودش دستمو گرفت حلقه کرد دور کیرش خیلی سفت بود و دراز و گرمی خاصی داشت بعدش گفت زیپ شلوارش اذیتش میکنه و شلوارش رو در آورد وقتی کیرشو دیدم خیلی بزرگ بود گفتم اوه ببین چه بادی کرده بازم خندید گفت اگه یادت بدم برام خوبش میکنی منم چون دوستش داشتم گفتم قبول . رفت کیرشو شست و اومد گفت دهنمو باز کنم منم باز کردم بعد کیرشو گذاشت دهنم گفت که میک بزنم منم همین کارو میکردم کمی اب از سر کیرش امد منم پرسیدم جیش کردی گفت نه این نشانه اینه که داره خوب میشه و گفت اگر میخای زود خوب بشه باید بزارم لای پاهات منم گفتم باشه خلاصه منو خوابوند کف اتاق و منو لاپایی کرد و بعدشم بازم کرد دهنم و براش میک زدم تا ابش اومد و خالی کرد تو دستمال کاغذی پرسیدم این چی بود گفت این یعنی داره خوب میشه منم دیدم کیرش داره شل میشه خوشحال شدم .


بعدشم لباس تنم کرد گفت از این ما جرا برا مامانم چیزی نگم منم گفتم باشه مامانم شب اومد خونه پرسید چیشده بهش گفتم که تو راه مدرشه خوردم زمین اونم کمی بغل بوس کرد .از فرداش کار مرتضی فقط شده بود همین منو از مدرسه میاورد برام خوراکی میخرید ومنم براش ساک میزدم و اونم لاپایی منو میکرد .کمکم شروع کرد انگشت کردن کونم اولاش درد داشت و کمکم حس لذت هم اومد سراغم . العان که فکر میکنم خیلی با حوصله کار میکرد چون نمیخاست اذیت بشم .بعد یکی دو هفته ۲تا انگشت بدون درد توم جا میشد .یه روز خاست کیرش رو بکنه توم شروع کرد انگشت کردن بعد کرم مالید یه اسپری زد به سوراخ کونم و با کرم و تف شروع کرد یکمی درد داشتم ولی زیاد نبود ولی کمکم درد تو شکمم و کونم زیاد شد و گریم گرفت همش میگفت تحمل کن العان خوب میشه ولی درد من بیشتر میشد تا اینکه ابش امد و تو کونم خالی کرد و منو بوس کرد و لباس تنم کردو کمی بعد رفت من رفتم دستشویی و خودمو شستم خیلی داخل کونم میسوخت بعد چند ساعت دیگه درد احساس نمیکرد و نشسته بودم بازی میکردم تا مامانم اومد خونه شام خوردیم که یه دفعه دستشوییم گرفت و رفتم وقتی خواستم دستشویی کنم یه درد شدیدی داشتم که نتونستم تحمل کنم و گریم گرفت مامانم اومد گفتم نمیدونم چرا درد دارم پرسید دلت درد میکنه گفتم اره بعد دیدم یکمی خون با دستششویم قاطیه ترسیدم و به مامانم گفتم مامانم اومد تو و دید منو شست برد دکتر ُ دکتر هم منو تا دید فهمید و با مامانم در میون گذاشت من حرفهای دکتر و مامانمو میشنیدم مامانم گفت فردا میزم مدرسش ببینم کی بوده چون من یا خونه بودم یا مدرسه دکتر گفت کار یه ادم بزرگسال بوده چون الت طرف مقابل باید بزرگ بوده باشه که این طور پشت پسر شما رو زخم کرده .خلاصه ما امدیم خونه و مادرم شروع کرد سین جیم کردن که کی بوده اذیتت کرده منم چون مرتضی رو دوست داشتم چیزی نگفتم تا مامانم بیخیال شد دکتر دوتا دارو داده بود یکیشو باید تو اب حل میکردیم و من باید با کون میشستم تو لگن اب محلول و یکی پماد که باید بعد استفاده میکردم . مامانم لگن رو اورد وسط اتاق خواب و گفت شلوارمو در بیارم و بشینم توش منم همین کارو کردم و لی تا نشستم تمام کونم شروع کرد سوزش بازم زدم زیر گریه مامانمم کمی دلداریم داد بغلم کرد گفت بعد کرم درست میشه و با کرم شروع کرد مالیدن سوراخم انگشتش رو داخل میکرد و اروم میمالید که من کمی بهتر شدم دست مامانم خیلی بهتر از مرتضی بود ُمامانم پرسید خوب شد گفتم بهترم ولی هنوز درد دارم میشه کمی دیگه بمالی مامانمم قبول کرد و باز شروع کرد سوال که کی باهات این کارو کرده و منم گفتم به پسره که نمیشناختم گفت کی گفتم دیروز پرسید قبلا دیده بودیش گفتم اولین بارم بود …



از فرداش با خالم میرفم مدرسه و میومدم و میرفتم خونه خالم و شب مامانم میومد منو میبرد خونه و مامانم هرشب منو پماد میزد من دیگه درد نداشتم ولی دوست داشتم مامانم انگشتم کنه . یه شب داشت پماد میزد منم حال میکردم که یه هو از دهنم در رفت گفتم میتونی با دوتا انگشت که مامانم گفت براچی دردت میاد منم گفتم نه نمیاد مامانم قبول کرد و یه انگشت دیگه اضافه کرد و من یه اه کشیدم مامانم کشید بیرون گفتم چی شد مامان گفت برای امشب بسه و رفت خوابید منم خوابیدم . شب بعد همینطور بازم ازش خواستم با دو انگشت حدود ده دقیقه منو حال داد دیگه از فرداش مامانم خودش با دو انگشت میکرد یه هفته کارمون همین بود که مامانم گفت فکر کنم خوب شده و منم میگفتم هنوز کمی درد میکنه و تو یه شب ازش خواستم که ۳ انگوشت بکونه که دعوام کرد که این خوب نیست منم قهر کردم .فرا شبش اومد گفت بیا کرم بمالم گفتم نمیخام و خیلی ناراحت گفتم خوب شدم و بازم قهر ولی شب بعدش مامانم اومد منت کشی و منو رازی کرد که با هاش اشتی کنم و من و ان شب به مدت کمی طولانی تر اول یه نگشت بدش ۲ تا و بدش کمی از یه روان کننده زد و ۳ انگوشته داخلم کرد یه اخ گفتم مامانم پرسید درد داری گفتم نه خوبه راستیتش درد داشتم ولی خیلی کم مامانم پرسید که چه حسی دارم منم گفتم نمیدونم پرسید دوست داری منم گفتم اره و بعد شروع کرد عقب جلو کردن انگشتاش و بازم روان کننده تا من یهو سست شدم نمیدونم چی شد چون اون موقع ابم نمیومد و لرزیدم مامانم نگشتها شو گشید بیرون و بوسم کرد . مامانم گفت من میدونم دوست داری این کارو ولی برات خوب نیست و ابرو آدم میره و … منم نمیدونم چی شد گریم گرفت گفتم اصلا نمیخام مامان جونم امد بازم منت کشی چون فقط منو داشت .کمکم خالمم بی خیال شد چون من دروغ گقته بودم و مرتضی هم فهمیده بود گاف داده نمیومد دنبالم با موتور این قظیه تا چند هفته طول کشید در ای مدت مامانم فقط بعضی شبا فقط منو با انگشتاش حال میداد تا اینکه مرتضی سرو کلش پیداشد اومد دنبالم رفتیم بیرون غذا خودیم وبعد سوار شدیم که منو ببره خونه من سوار موتور بودیم که اروم به کیرش دست زدم بعد رفتیم دیدم منو پیاده کرد میخاست بره که پرسیدم چرا بالا نمیای گفت کار دارم منم گفتم دلم برات تنگ شده اونم قبول کرد رفتیم بالا تا رفتیم تو خونه لخت شدم اونم سریع شلوارشو در اود و یه خورده خوردم براش ۱ تف زد شروع کرد انگشت کردنم ۲تا نگشتش راحت بدون درد وارد کونم شد


گفت چه نرم شده گفتم اون دفعه که منو دردم اوردی رفتم دکتر یه پماد داده اینطوری میکنه و شروع کرد معظرت خواهی خلاصه پرسید میشه بکنم داخل اومد پشتم گفتم باشه شروع کرد سوراخمو لیسیدن و انگشت کردن که من یاد روان کننده که اون موقع فکر میکردم کرمه افتادم رفتم و آوردم گفتم از این بزن وقتی کیرشو گذاشت دم سوراخم و اروم شروع کرد داخل کردن سرش که رفت آتیش گرفتم خیلی کیرش داغ بود دفعه قبل اصلا نفهمیدم ولی این دفعه کامل حس میکردم ُ پرسید درد دارم گفتم نه کیرش دراز بود ومن نمیتونستم همشو و اون هم فهمید و کمی بیشتر از نصف کیرش رو تو کونم شروع کرد تلمبه زدن و هی تندش میکرد من خیلی حال میکردم بعد منو بلند کرد گفت بشینم رو کیرش و هر چقدر که میتونم بکنم تومنم نشستم رو کیرش و وقتی میرفتم پایین اونم یه تقه میزد از پایین نمیدونم چقدر طول کشید که دو باره مثل اون شب با مامانم دو باره سست شدم و بی اختیار رو کیرش رفتم پایین سر کیرش به یه جایی تو بدنم خورد که دو باره لرزیدم و بی حال شدم اونم تا حال منو اینجوری دید سریع منو برگردوند چند تا بالش بود گذاشت زیر کمرم وپاهامو از هم باز کرد و کیرش رو کرد تو م و وحشیانه تلمبه مبزد من داشت دردم شروع میشد اونم فهمید تلمبه هاشو اروم تر کرد و بعد چند دقیقه ابش اومد و ریخت توم.این داستان ادامه داشت و من دیگه از مامانم نمیخاستم منو انگشت کنه اونم فکر میکرد بیخیال شدم نمیدونست هر روز مرتضی بهم حال میداد تا این که یه روز که ما مشغول بودیم مامانم سر میرسه داد و بیداد راه انداخت تو حین دعوا گفت تو از من و زنت سیر نمیشی میای سراغ بچم من اونجا فهمیدم که مرتضی مامانمو صیغه کرده بود مامانم خیلی خشمگین بود میگفت شکایت میکنم ازت تا اینکه زن مرتضی هم فهمید و قضیه بیخ پیدا کرد که مامانمو با پولو این چیزا خر کرد ُ مامانم خونه رو پس داد و ما از اونجا رفتیم خونه خالم که اونجا یه طبقه خالی بود خونه قدیمی بود ولی بزرگ و حال کردنمحدود شد به انگشت کردنای مامانم تو کونم تا ایننکه مامانم یه دوست پسر پیدا کرد که عاشقش شد و رفتیم پیشش زندگی بکنیم که اونم منو کرد ولی بعدا فهمیدم با رضایت مامانم بوده اگه دوس داشتید بعدا براتون همه رو تعریف می‌کنم … اگر که خوشتون امد بگید بقیشم بزارم. جنده شدن مامانم و کونی شدن من....



نوشته: نیما
 
پیام های خصوصی
راهنما کاربران
    بالا