خاطره

  • شروع کننده موضوع Rezamot49
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 164
  • پاسخ ها 0
بازگشت به صفحه قبلی

Rezamot49

صاحب تاپیک
کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
7/11/20
ارسال ها
3
امتیاز واکنش
1
امتیاز
3
سلام یه بار تو اتوبوس یه پسر امد نشست کنار من ته اتوبوس بودیم پسر خودشو می مالوند بهم من باهاش کاری نداشتم جرات پیدا کرد دستش رو کذاشت رو پام منم هیچ عکسالعملی نشون ندادم اروم اروم دستش رو کشید رو کیرم تا حالا این حس رو نداشتم اون موقع بدنم یه جوری میشد یه کم با کیرم ور رفت دیگه من ترسیدم از اتوبوس پیاده شدم
 
پیام های خصوصی
راهنما کاربران
    بالا