داستان سکسی کس آوردم شوهرم بکنه

  • شروع کننده موضوع Arash-deraz
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 1,275
  • پاسخ ها 7
بازگشت به صفحه قبلی

Arash-deraz

صاحب تاپیک
کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
13/11/20
ارسال ها
10
امتیاز واکنش
3
امتیاز
8
من مهشید ۳۳ ساله و همسرم آرش ۳۹ ساله ۱۲ ساله که ازدواج کردیم و با وجود تمام مشکلاتی که داشتیم ولی هیچکدوم تو سکس برای هم کم نزاشتیم و همه جوره و همه وقت پایه همدیگه بودیم و دوتامون تو سکس داغ داغ هستیم
تو این دوازده سال یه وقتایی آرش به شوخی بهم گفته بود که دوست داره با کسی دیگه غیر من باشه اما مطمینم که هیچوقت بهم خیانت نکرده و در حد حرف بود
تا اینکه تو این چهار ماه آخر اتفاقاتی برامون افتاد که اصلا خوشایند نبود ولی با این وجود با هم زندگی و ادامه می‌دادیم ولی این اتفاق باعث شد که آرش روش بهم باز تر بشه و ازم سکس سه نفره بخواد و منم علارغم میل باطنی بهش قول دادم که یک نفر و براش پیدا کنم و حتی گفتم خودت با دو نفر برو و تجربه کن اما اصرار داشت که یکی از اون دو نفر من باشم و اینو بگم که هیچ مشکلی از نظر سکسی نداشتیم و با بدن من خیلی هم حال می‌کنه و دوستش داره و هر بار انگار اولین باره که با هم رابطه برقرار می‌کنیم و تکراری نشدیم برای هم
خلاصه اینکه دو نفر تو دورو بریامون بودن که میدونستم باهاشون پایه آن اما نشد که اون ها بیان و قیدشو زدیم تا یکروز به فکرم رسید تو اینجا پیام بدیم که دنبال یه خانم پایه برای سکس سه نفره هستیم و شمارمون و گذاشتیم که اگر کسی بود زنگ بزنه اما دریغ از یک خانم و همگی آقا بودن که پیام میدادن و یا زوج برای ضربدری اما ما خانم می‌خواستیم شاید بیشتر از یکماه از گذاشتن پیام تو سایت گذشته بود و ما هم نا امید شدیم اما بالاخره بعد از کلی انتظار یکی پیام داد که من مینا هستم و از رو خیلی دوست دارم و برای سه نفره هم پایه ام
آرش وقتی به من گفت همچین کسی پیام داده اولش یکم مشاجره کردیم و ولی در آخر من قبول کردم که باهاش قرار بزاره اما اون می‌گفت باید خودت قرار بزاری و حرف بزنی و من اولش قبول نکردم و انگار هر چی واقعی تر میشد من حالم بدتر میشد ولی پای قولی که بهش داده بودم باید میموندم و تا تهش میرفتم
ولی هرباری که خواستیم باهاش صحبت کنیم نمیشد یا اون نمیتونست یا ما .
اما بالاخره برای روز بعد باهاش قرار گذاشتیم که بیاد بدون اینکه واقعا بدونیم خانم و کلمه ای باهاش حرف زده باشیم
قرار شد ساعت ۱۱ پیش ما باشه
اما واقعیتش ما جدی نگرفتیم و می‌گفتیم یا نمیاد یا اینکه مرد و سرکاری و هزار تا فکر دیگه
صبح ساعت ده بیدار شدم اما آرش خواب بود و گوشیشم خاموش بود بهش گفتم پاشو گوشیتو روشن کن مگه قرار نیست مینا بیاد که خواب آلو گفت نه بابا کی میاد ولش کن بالاخره گوشیش و روشن کرد و پیام دادیم کجایی گفت تو راهم به زور آرش و فرستادم حموم و گفتم قشنگ خودتو آماده کن خودمم باورم نمیشد منی که تحمل نگاه یک زن و بهش نداشتم حالا برای سکس با یه زن دیگه آمادش میکردم
آرش که از حموم اومد من حموم رفتم و قشنگ خودم و آماده کردم و برق انداختم
وقتی من حموم بودم مینا زنگ زد که رسیده و آرش رفت دنبالش
من تو حموم بودم که اونا اومدن و طول کشید تا بیام بیرون وقتی از حموم اومدم بچه ها رو فرستادم خونه همسایه
مینا دختر توپولی بود که اندام معمولی داشت اما اومده بود برای سکس سه نفره با من و شوهرم
یکساعتی با هم حرف زدیم و آشنا شدیم
مینا می‌گفت قبل اینکه بیام داخل فکر نمی‌کردم واقعا زنش باشی چون هیچ زنی همچین چیزی و قبول نمیکنه و یا فکر میکردم پاک و بزارم خونه یه کتک مفصل میخورم و برمی‌گردم حتی خود آرش هم عکس العمل منو باورش نمیشد و می‌گفت فکر نمی‌کردم قبول کنی یا نهایتش بزاری بری بیرون و من و مینارو تنها بزاری
ضربان قلبم بالا رفته بود اما باید تا تهش میرفتم مینا رو فرستادم تو اتاق تا آماده بشه و آخرشم فرستادم پیشش خیلی حال بدی بود تلفن مینا زنگ خورد و وقتی اومد بیرون دیدم لخت و فقط یک شرت پاش بود حالم خراب تر شد ولی به روی خودم نیاوردم آرش هم پیراهنش و درآورده بود و من تو آشپزخانه سیگار می‌کشیدم مینا رفت تو اتاق و آرش مدام صدام میکرد که بیا اما پای رفتن نداشتم بالاخره رفتم تو اتاق و دیدم تو بغل همدیگه آن و دارن از هم لب میگیرن و آرش با سینه های مینا بازی می‌کنه منم لخت شدم و رفتم سراغشون شلوار و شورت آرش و در آوردم و بعدشم رفتم سراغ مینا شرت اونم درآوردم و اونا هنوز تو بغل هم بودن آرش صدام کرد تا لب بهش بدم و مینا سینه های آرش و میخورد و کیرش تو دستش بود و دست آرش هم تو کس مو کون مینا بالا و پایین میشد تاب نگاه کردن نداشتم اما...
یکم که اینجوری گذشت دو تایی رفتیم سراغ آرش و کیرشو کردیم تو دهنمون و خایه هاشو دوتایی می‌خوردیم و میلیسیدیم که آرش گفت یکیتون کسشو بکنه دهن من که مینا به من گفت برو منم نشستم رو دهن آرش و اونم با ولع مثل همیشه کس من و میخورد و یا دستش کس مینا رو بازی میداد مینا بعد اینکه کیرآرش و خورد اومد از پشت شروع کرد به خوردن سوراخ کون من و منم نمیگم لذت نمیبردم ولی بیشتر حال بد بود
آرش بلند شد و مینارو از پشت بغل کرد و کیرش و چسبود تو کون مینا و سینه هاشو و گرفته بود دستش و مینا هم سینه های منو میخورد حالم بد بود هیچ لذتی نمیبردم و فقط آرش و نگاه میکردم و باورم نمیشد آرش من
آرش حرف نگاهم و فهمید ولی شهوت آنقدر غالب بود که جوابی برای نگاهم نداشت شاید شرمنده بود شاید احساس پشیمونی داشت ولی دیگه وقت این حرفا نبود و منم سعی میکردم همراهیشون کنم تا آرشم لذت ببره
آرش از پشت مینا رو میمالوند و اینورنس من و مینا لب تو لب هم بودیم و با کس من بازی میکرد آرش مینارو از پشت ول کرد و رفت سراغ کسش و شروع کرد به خوردن باورم نمیشد
مینا هم نهایت لذت و میبرد و منم رفتم سینه هامو گذاشتم دهن مینا و بهش گفتم اومدی به شوهرم کس بدی خوب بهش حال بده جنده اونم فقط ناله میکرد و سینه ها منو میخورد
آرش کس مینارو ول کرد و به من گفت جنده من بیا سرجایش همیشگیت لنگاتو باز کن ببینم و شروع کرد به خوردن کس من و مینا هم از بالا سینه ها و لب منو تو همین حین آبم اومد ولی به روی خودم نیاوردم و آرش به خوردن ادامه داد و همون طور یا کس و کون مینا ور میرفت من که این اومد پاشدم رفتم بیرون سیگار بکشم واقعا حالم خراب بود چند دقیقه ای طول کشید وقتی برگشتم مینا روی آرش بود و کیرشو به مس و چوچولش می‌مالید و باهاش لب بازی میکرد و آرش هم سینه هاشو به فیض میرسوند
چند دقیقه ای سیگار به دست از دم در نگاهشون کردم و منی که با یه حرف سکسی آب از لب و لوچه کسم راه می‌افتاد اون لحظه یه صحنه سکسی و از نزدیک می‌دیدم ولی هیچ لذتی بهم نمی‌داد
سیگارم که تموم شد آرش گفت بیا اینجا ببینم و مینا کیر آرش و کرد دهنش و منم با آرش لب بازی میکردیم آرش کس مینارو ول نمی‌کرد و همش دستش روش بود و میمالوند و مینا هم حسابی کیف میکرد سعی میکردم چیزی و به دل نگیرم و فقط جوری باشم که یعنی دارم حال میکنم
آرش دوباره رفت سراغ مس مینا و شروع کرد به خوردنش و من و مینا هم تو بغل هم بودیم و آرش یه لحظه بلند شد که مینا گفت مبرتو می‌خوام بخورم گفت بیاید جنده ها بخوریدش میدونستم این خیلی بهش حال میده و دوست داره آرش سرپا بود و من و مینا دوتایی کیر و خایه آرش و میلیسیدیم و سرش دعوا داشتیم و آرشم حسابی حال میکرد دوباره آرش مینارو بلند کرد و خوابوندم رو تخت و افتاد روش باز من رفتم بیرون و سیگار کشیدم تا یکم حالم بهتر بشه وقتی برگشتم تو اتاق کیر آرش تو کس مینا بود تلمبه میزد منم از پشت شروع کردم خایه های آرش و خوردن و انگشت کردم تو کونش و بعدم سوراخ کونش و لیس میزدم و اونم تو کس مینا بالا پایین میکرد و ناله های مینا هوا بود بعد چند دقیقه آرش اومد روی منو یکم سینه هام و خورد و بعدش با کیرش کسم و مالوند و کرد تو کونم و شروع کرد تلمبه زدن و مینا هم سینه های منو میخورد و با کسش ور میرفت از کونم درآورد و کرد تو کسم بهش گفتم دیدی بالاخره برات کس آوردم تا بکنی گفت جووووون
و همینطور که بالا پایین میکرد کسم و آبم اومد و دیدم آب آرش هم تو کسم خالی شد اما به روی خودش نیاورد و کشید بیرون و من باز از اتاق رفتم بیرون و سیگار کشیدم دیگه دلم میخواست تموم بشه اما مینا هنوز مونده بود سیگارم که تموم شد برگشتم دیدم آرش مینا رو بغل کرده و حسابی بهش حال میده منو که دید گفت بیا تو بغلم و مینا هم رفت کیر آرش و کرد دهنش و بعد آرش گفت بیا بشین رو کیرم و کیرسواری کن ببینم و مینا هم نشست رو کیر آرش و منم تو بغل آرش بودم و آخرشم با سینه های مینا ور میرفت و یکدفعه مینا لرزید و فهمیدم آبش اومده وقتی آبش میومد ایشون خوردم و اونم اومد پایین باز از اتاق اومدم بیرون و سیگار کشیدم و صدای خوردن کیر آرش توسط مینا میومد و واقعا دیگه دلم میخواست دوتامون و بزنم که یهو در و زدن دیدم بچه ها پشت درن اما درو باز نکردم و اونا هم رفتن دیگه صدای در که اومد آخرشم بلند شد و لباسشو پوشید و اومد سیگار کشید اما مینا هنوز لخت روی تخت بود و منتظر کیر آرش منم لباسم و پوشیده بودم مینا رفت دستشویی و اومد و گفت تموم شد لباسمو بپوشم؟ گفتم آره عزیزم و بعدشم رفت حموم و دوش گرفت و اومد لباسشو پوشید ولی فکر میکرد آب آرش نیومده و تمومش کردیم به هر حال اون لحظات سخت برای من گذشت و با اینکه بعدشم کلی حرف زدیم و ناهار خوردیم و بچه ها اومدن خونه ولی هنوز حالم بر خلاف ظاهرم خوب نبود و به این فکر میکردم چیشد یکنفر با یکبار سکس با شوهرم مثل من همون قدر نزدیک شد پس بین منی که این همه سال باهاش زندگی کردم با کسی که یکبار باهاش خوابید چه فرقی هست.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

shab2122

کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
7/12/20
ارسال ها
182
امتیاز واکنش
26
امتیاز
28
سلام داستان خوبی بود البته اگر واقعیت داشته باشه لحظات بسیار سختی برای شما بوده ولی باید به شجاعتتان آفرین گفت که برای راضی کردن دل شوهرتان این فداکاری و از خودگدشتگی را انجام دادید بعید میدونم هیچ زنی حاضر بشه چنین فداکاری را انجام بده نهایتا راضی به ضربدری خواهد بود ولی به این صورت خیر آفرین برشما
 

Arash-deraz

صاحب تاپیک
کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
13/11/20
ارسال ها
10
امتیاز واکنش
3
امتیاز
8
سلام داستان خوبی بود البته اگر واقعیت داشته باشه لحظات بسیار سختی برای شما بوده ولی باید به شجاعتتان آفرین گفت که برای راضی کردن دل شوهرتان این فداکاری و از خودگدشتگی را انجام دادید بعید میدونم هیچ زنی حاضر بشه چنین فداکاری را انجام بده نهایتا راضی به ضربدری خواهد بود ولی به این صورت خیر آفرین برشما
ممنون که خوندید و نظر دادید کاملا واقعی بود و من برای همسرم که بزرگترین کارهارو برام کرده حاظر شدم این کارو بکنم با وجود تمام لحظات سختش که هم ثابت کنم خیلی دوستش دارم و هم جبران کارهایی که برام کرده باشه
 

shab2122

کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
7/12/20
ارسال ها
182
امتیاز واکنش
26
امتیاز
28
ممنون که خوندید و نظر دادید کاملا واقعی بود و من برای همسرم که بزرگترین کارهارو برام کرده حاظر شدم این کارو بکنم با وجود تمام لحظات سختش که هم ثابت کنم خیلی دوستش دارم و هم جبران کارهایی که برام کرده باشه
سلام البته نفرمودید شوهرتان چه کار خاص و شاقی برای شما انجام داده که شما حاضر به انجام این فداکاری گردیدید ولی به نطر بنده هرکاری کرده باشد به پای کار شجاعانه شما نخواهد رسید خانم ها در این مسائل بسیار حساسند خانم بنده یک سال پیش پیامی از من تو فیسبوک دید تا مرز طلاق رفت
 

massagebodyteh

کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
5/1/21
ارسال ها
14
امتیاز واکنش
1
امتیاز
1
محل سکونت
تهران
عزیزم پویا 33 تهران ماسور و نفر سومم هماهنگ کن بیام پیشتون ضرب بزنیم
 

Sanisanril

کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
18/2/21
ارسال ها
11
امتیاز واکنش
1
امتیاز
3
سلام یه سوال برای من پیش اومد شما که حاضر شدین برای شوهرتون کس بیارین آیا شوهرتون هم حاضر میشه واسه شما یه مرد بیاره و جلوی چشماش شما رو بکنه؟
 

Sanisanril

کاربر سایت
عضو انجمن
عضویت
18/2/21
ارسال ها
11
امتیاز واکنش
1
امتیاز
3
من خودام شخصا اگه زنم چنین کاری رو برای من میکرد حاضر میشدم با یه مرد دیگه سکس کنه ولی نه جلوی چشمام زنم با اون مرد تنهایی
 
پیام های خصوصی
راهنما کاربران
    بالا